تبليغاتX
تمشک: می تواند باعث جوش شما هم شود
جدا کردنِ دانه های مستِ انار
بنفش، آبی، زرد
می تواند
رنگ های دلخواه من باشد
اما
پایان من نیست
شاید هم
آغاز من باشد
که روزی در صبح از خانه بیرون آمدم
نمی دانستم به کجا می روم: شمال - جنوب
                                         شرق - غرب
اما
همان روز صبح مرا وسوسه ی
بنفش، آبی، زرد
در چشمانم بود
رفتم و گفتم:
من بنفش، آبی، زرد را
تا غروب امروز در هر کجا که باشند
پیدا می کنم
دخترم را هم همراه بردم
پس از پرسه های فراوان
از خستگی کنار خانه ای نشستیم
طلب لیوانی آب کردیم
زنی مهربان
با تُنگی آب خنک
به سرغ ما آمد
تُنگ را تا پایان نوشیدیم
دوباره تشنه شدیم
زن مهربان را صدا کردیم
تُنگی دیگر - تُنگی دیگر - تُنگی دیگر
غروب شد
من و دخترم از هراس در خیابان ماندیم
زن مهربان از خانه بیرون آمد
جواب تشکر ما را برای آب خنک نداد
دخترم دوباره از او تشکر کرد
دانستیم
لباس زن مهربان
در سه رنگ: بنفش، آبی، زرد
پایان یافت
دخرتم
بنفش، آبی، زرد را
صدا کرد
زن هم در پیانا خیابان
گُم شد
به خانه که آمدیم
دخترم
همه ی ماجرا را برای مادرش
شرح داد
همسرم
نشانی های زن را کامل
به من و دخترم گفت
لختی ما سه نفر سکوت کردیم
همسرم
عکس های زن مهربان را
از آلبوم بیرون آورد
تکه تکه کرد
                       گفت: ((شام آماده است
                       حدس می زنید
                       چه کسی برای شام
                       خواهد آمد))
من و دخترم سکوت کردیم
همسرم گفت:
                        آن زن مهربان با سخاوت
                        که به شما تُنگ های آب را داد
مرگ بود.

O

وقت خواب بود
رفتیم
بسوی ملافه های سفید
رفتیم.
+ نوشته شده در  ساعت 3:9  توسط ا . رُستنی